
قدم اول خودپذیری است. پذیرفتن خود به همان صورت که هستیم با تمام ضعفها و کاستیها، با وجود عدم زیباییهای ظاهری، با وجود عدم تایید دیگران، با وجود شکستها ، اشتباهات، زمین خوردنها، نه شنیدنها … پذیرفتن خود مانند تکیه گاهی جهت برداشتن قدمهای بعدی به سمت تعالی و صعود به قله موفقیت است.
قدم دوم که از اهمیت بسیاری برخوردار است این است که مراقب مکالمات خودمان با خودمان باشید ( خودگویی ) همه ما انسانها یک قاضی درونی داریم که او مولد بیشتر نگرانیها، فشارهای روانی، خشم، ناامیدی، شرم و احساس گناه در ماست، همواره به ما یادآوری میکند که بابت آنچه هستیم ارزش دوست داشته شدن را نداریم، در نتیجه باید هوشیار باشیم که این خودگوییها تاثیر ژرفی بر زندگی ما خواهد گذاشت.
بابت اشتباهات، خودمان را ببخشیم و باور داشته باشیم که همه انسانها مرتکب خطا میشوند، اما این اشتباهات هرگز به معنای اینکه ما ناتوان و بی ارزش هستیم نیست، برعکس سعی کنیم ضعفهای خود را بررسی کرده و تلاش نماییم خود را بخشیده و در آغوش بگیریم.
از تشویق خود هنگام کسب موفقیتها و پیشرفت خود، غافل نشویم، داشتن یک نظام تشویق برای خود از ویژگی بارز افرادی است که خود را به معنای واقعی دوست میدارند.
تمرینات مدیتیشن، ذهن آگاهی و تنفس عمیق به ما احساس آرامش واقعی خواهد داد، هر روز حداقل 5-10 دقیقه را به این تمرینات اختصاص دهیم، در طبیعت قدم بزنیم و هوای تازه را به تمام وجودمان برسانیم.
گفتن کلمه " نه " برای بسیاری از افراد دشوارترین کار ممکن است، ما به دلیل نوع تربیت خود مدام به فکر خشنود نگه داشتن دیگران هستیم و گاهی از ترس طرد شدن و تنها ماندن تمام سعی خود را میکنیم تا بقیه را راضی نگه داریم، کمک به دیگران خوب است ولی نه به هرقیمتی.
مدام به دنبال تایید گرفتن از دیگران نباشیم.
وقتی تصمیم و یا عمل اشتباهی انجام داده ایم، در واقع، وظیفه داریم که از آن اشتباه آگاه باشیم اما آنچه مهم است جدا کردن رفتار و اشتباهمان از کلیت شخصیتمان است. ما اجازه داریم اشتباه کنیم ولی این دلیل بد بودن ما نیست.
در کنار برنامههای عادی زندگی، زمانی را به انجام کار مورد علاقه خود اختصاص دهیم و به خود اهمیت بدهیم.
ارزشهای خود را در حوزههای مختلف زندگی مشخص کرده و بر اساس این ارزشها برای خود نقشه راه مشخص کنیم و در این مرحله به خودمان اهمیت بدهیم.
تواناییهای خود را باور کنیم و روی ان کار کنیم، و از ترس فاصله بگیریم، البته این فاصله گرفتن به معنای اجتناب کردن نیست بلکه به معنای دیدن و احساس کردن و پذیرفتن آن و سپس با آگاهی از حضور آن به سمت هدف حرکت کردن است. و باید که روی توانی های خود کار کنیم.
مجموعهای از فعالیتها و عادات سالم را برای شاداب نگه داشتن جسم خود در نظر بگیریم، ورزش و وقت گذاشتن روی خود بسیار کمک کننده است.
مطالعه مفید در زمینهای که به آن علاقهمند هستیم همچنین در مواردی که به بالا بردن سطح آگاهی ما کمک کند، بسیار موثر خواهد بود..
نسبت به افرادی که اطراف خود را با آنها تماس داریم آگاهی کافی داشته باشیم، ما بیشترین تاثیر را از آنها خواهیم گرفت. افرادی که به شخصیت ما صدمه میزنند را از خود دور کنیم.
هنگامی که به کمک احتیاج داریم تعارف را کنار بگذاریم و با خود رو راست باشیم، استفاده از یک مربی یا مشاور آگاه میتواند سرمایه گذاری خوبی در جهت بالا بردن آگاهی خود و شناخت ما از خودتان باشد.
به خود متعهد باشیم و سعی کنیم برای زندگی خود برنامه ریزی داشته باشیم، در واقع تلاش کنیم عامل بودن و مسئولیت پذیر بودن را به عنوان یک عادت در زندگی خود پیاده کنیم.
سعی کنیم مهارتهای زندگی کردن را بیاموزیم، مواردی چون، خودآگاهی، ارتباط موثر، روابط بین فردی، همدلی.
